نمیدونم چند تا از این شروع دوباره ها (عنوان ) گذاشتم تو وبلاگم
بعد از 1 سال دو ماه .
اینجا انگار بوی خاک گرفته نه کسی میاد نه کسی میره . میخوام برگردم به همینجا بازم . یه حال دیگه ای داره . هر چند بی مخاطب . عین دنیای ادما . که روز به روز داریم به حرفای ادمای قدیمی نزدیک میشیم . میگیم یادته ؟ فلانی این حرف و زدااا . ما اون زمان بهش خندیدیم . در حالی که همون الان امروز کاربرد داره .
زندگی جریان داره . حتی با وجود غر زدنای مامان . اخه همین الان پیش پای شما اومد نشست پیشم گفت اااا ببیناااا میزشووو این چه وضعشه . مگه سطل زباله نداری تو اتاقت . چرا موهات رو میزه
چرا جورابات و برنداشتی و
میگفت ایشالله بچتم عین خودت بشه .
گفتم ایشالله . کدوم بچه ایه که پدر مادرشو حرص نداده باشه ؟؟! لابد توام اذیتشون کردی که من افتادم تو دامنت
تو فیلما دیده بودیم پدر مادرا اخر شبا میرن اتاق بچشون . شب بخیر و بعدشم میگن امیدوارم فردا روز خوبی داشته باشی وووو
مامان ما میاد غر میزنه میره
شاید اینم شیرینه
ما چمیدنیم
ما از خیلی چیزا خبر نداریم و چند سال بعد میگشی یادش بخیرررر
البته همه ی صحبتامون با شوخی و خنده بود . نمیدونم شایدم جدی بود .
به هر حال من باز کار خودم و میکنم
اینم جزئی از زندگیه دیگهههه
من خیلی تغییر کردم . خیلی . دنیای چند سال پیش خیلی غصه میخورد برا هر چیزی . به ادما خوش بین بود . اونارو دوسشون داشت . حتی اگه مدت کمی با ادما بوده و میشناختشون انگار که 10 ساله اونارو میشناسه .
دنیای الان خیلی بیخیاله . جوری ک هر کی می بینتش میگه از کجا میاری این همه بیخیالی . خوشم میاد هیچی به هیچیت نیس
دنیای الان به آدما خوش بین نیس ( این بده )
زیباترین و جذاب ترین و موف ترین آدمم که پیشش باشه دوسش نداره . اولین و با ارزشترین ترین فرد زندگیش خودشه ! ( این خوبه ولی )
یادمه اون موقع از هر کی میپرسیدم بارز ترین خصلتم چیه میگفت مهربونی .
الان میگن بی تفاوتی .
حالا فک نکنین شب خوابیدم صبح بیدار شدم تغییر فاز دادمااا نه !
تو این چند سال زیاد بودن ادمایی که باورامو تغییر دادن . درواقع میشه گفت ادمایی که باعث شدن باورامو اصلاح کنم .
یاد این جمله افتادم :
اینقدر راحت نگین من تغییر نمیکنم
شرایط آدمو خیلی راحت تغییر میده
حالا ایشالله تو پستای بعد بیشتر حرف میزنم فعلا بسه برا روز اول
درباره این سایت